تاجر آینده

سلام دوستایه عزیز

خوشحالم که ازاین به بعددوستایی مث شمادارم.امیدوارم درکنارهم بتونیم چیزمیزیادبگیریم و خوش باشیمچشمک.

تواین پست میخوایم  راجب به راه هایه مبارزه باگناه بحث کنیم باهم. و به یه راه حلی برسیم که چیکارکنیم که گناه نکنیم.

 Image and video hosting by TinyPic

ببینیددوستایه من.تااون جایی که من راجبه این موضوع تحقیق کردم  به این نتیجه رسیدم که درابتداباید ما ببینیم منشاء گناهان چییه.بسیاری ازعلمای اخلاق راجب به این موضوع میگن که منشاء و انگیزه گناهان سه قوه هستش:قوه شهویه, قوه غضبیه  و وهمییه.

حالامیخوایم ببینیم این قوه هااصلا چه جوری ماروبه سمت گناه میکشونن.قوه شهویه ماهارو به افراط درلذت خواهی هایه نفسانی میکشونه.که سرانجامش مسلماغرق شدن تو زشتی ها هستش.

قوه غضبیه ماانسانهارو به ظلم و اذیت و ازاردیگران و ...میکشونه.

و دراخرقوه وهمییه  ماهارو به برتری طلبی , تکبر  و خودخواهی میکشونه و این قبیل حس هارودر مازنده میکنه و خلاصه این قوه میتونه مارو وارد گناهان بزرگی بکنه و ما باید واقعا حواسمونو جمع  کنیم.

 حالا یه مثال میزنیم تابیشترقضییه واسمون جابیفته.ببینید مثلا اب درعین حال که مایه حیات تمامی جانداران هستش اگرمهارنشه به صورت سیلابی جریان پیدامیکنه و باعث نابودی حیات بشرمیشه.بنابراین حتی این پدیده حیات بخش نیاز به سدسازی و مهارداره و درصورتی برای بشرمفیدواقع میشه که  موقع نیاز تو کانال کنترل شده خاصی قراربگیره و ازدریچه مخصوصی به مقدارنیازجریان پیداکنه.درغیراینصورت طغیان میکنه و همه چیزونابودمیکنه.

 خب حالاچی میخوایم بگیم.منظورمون ازاین مثال این بود که راجبه انسان هم به همین شکل هستش.برفرض مثال نیروی غضب برای دفاع و نیروی شهوت برای بقای نسل لازم هستش. ولی اگه این دوتاغریزه براثربی توجهی هایه ما طغیان کنن باعث جنایات ویرانگر و انحرافات جنسی  و بی عفتی میشن.

پس اگه مابخوایم جامعمونو ازگناه حفظ کنیم باید تمایلات و غریزمونوکنترل کنیم دیگه.درسته؟

حالا میخوایم راه حل هایی رو بگیم که ببینیم درمقابل گناها باید چیکارکنیم.چیکارکنیم که اصلا مبارزه کنیم باگناهایی که سراغمون میان.اینجوری که من تحقیق کردم بایددرابتدا:

١.گناه شناسی کنیم:یعنی اینکه ما وقتی خود اون گناه رو و عواقب دنیوی و اخروی  و اثاری که اون گناه درما به وجود میاره  رو متوجه بشیم مطمئنن ازاون گناه پرهیزمیکنیم و سعی میکنیم که باهاش مبارزه کنیم.

 ٢.حالا تو مورد دوم  و راه حل دوم میخوایم گناه زدایی کنیم به اصطلاح.یعنی این که میتونیم ازاین طریق و بامبارزه اساسی و غیرمستقیم باگناه ازطریق مبارزه با زمینه های گناه ازگناها دوری کنیم.

 حالا شاید واستون جالب باشه که محققایه دینی ما به این نتیجه رسیدن که زمینه گناه تو ما انسان ها چیزی جزضعف شناخت و اراده مانیست.

 و در اخرقصدداریم که دستورالعمل  ترک زمینه هایه  گناه رو براتون یاداوری کنیم.

 ١.اولین مورد کنترل چشم هستش.که امام صادق (ع) دراین مورد روایتی دارن که میفرمایند:نظر دوختن تیرى مسموم از تیرهاى ابلیس است و چه بسا نگاهى که حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد» (سفینة البحار، شیخ عباسى قمى )

پس مابایددرحدامکان ازحضور تومجالس مختلط و یابرخورد بانامحرم خودداری کنیم تابتونیم باگناه مبارزه کنیم.

 ٢.مورد دوم کنترل گوش هستش. مطمئنن باید دراین مورد از شنیدنى هایى که ممکنه به حرام منجر بشه و زمینه ساز حرام هستش پرهیز کنیم. مثل موسیقى حرام، صداى شهوت انگیز نامحرم و... .

٣.مورد سوم ترک هم نشینی و رفاقت بادوستایه ناباب و کسایی که مامیدونیم اگه باهوشون باشیم به گناه کشیده میشیم.پس باید ازاین نوع دوستانمون هم دوری کنیم.

 امام سجاد (ع) به روایتی اشاره کردن که دراین روایت مارو از همراهى و سخن گفتن و رفیق بودن با پنج کس  نهى کردن:ازمصاحبت با: کذاب، گناهکار، بخیل، احمق و کسى که قطع رحم کرده است. (سفینة البحار، شیخ عباسى قمى)

۴.مورد چهارم ترک فکر گناه هستش.اصلابیاید ازهمین لحظه به بعد حتی فکرگناه رو به یادخداتبدیل کنیم.

۵.مورد پنجم اینه که ماباید یه برنامه دقیق واسه شبانه روزمون یعنی ازصبح تاشبمون داشته باشیم.پس باید شبانه روزمونو با برنامه ریزی درست و متناسب  و بادرنظرگرفتن وضع روحی و جسمی مون پرکنیم و اصلا ساعات بیکاری نداشته باشیم تانفسمون نتونه مارو به خواسته هاش مشغول کنه.

امیرالمومنین علی (ع) دراین زمینه روایتی دارند که میفرمایند: براستى و حقیقت که این نفس (انسانى) پیوسته و مرتب به بدى امر مى کند در نتیجه هر کس آن را به خود واگذارد (و به کارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى کشاند». (الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت پرور، ج 1، ص 544، ح 4).

۶. و مورد اخر روزه گرفتن هستش که  قوه حیوانى و شهوانى انسان را تضعیف مى کند .پس زمانی که قواى شهوانى  ما ضعیف بشه فکر گناه هم کم رنگتر مى شه.

 دراین مورد هم امام جعفرصادق(ع) درروایتی میفرمایند: هرگاه شکم پر شود طغیان مى کند. (المحجة البیضاء، ملا محسن فیض کاشانى، ج 5، ص 150). مفهومش این است اگه شکم پر نشه طغیان نمى کنه.پس یکی ازراه هایه مبارزه باگناه همان روزه گرفتن است.

 

انشالله بااین راه کارها  و توجه بیشترمون به اعمال و رفتاری که ازمون سرمیزنه بتونیم باگناهایی که به سراغمون میان مبارزه کنیم.

 :::::::::::::::::::::::::

این اولین پست ریحانه خانوم بود و خب جواب نظرات هم ایشون میدن اگر جوابی رو هم خودم دادم توجه کنید به پاسخ که نویسنده اون معلوم هست.

ازنظرات همه دوستان قدیمی و جدید هم مثل همیشه استقبال میکنیم و رو چشممون جا دارید.اگر شخصا ایمیل به من فرستادید و یا نظر خصوصی و متاسفانه من جواب ندادم لطفابه حساب مشغله های شخصی من بگذارید که در اسرع وقت در حد توان جواب خواهم داد.

دوستان باز هم تذکر میدم که نه ما صاحب نظریم و نه برتر یا امثال این تشبیهات.فقط میخوایم که بتونیم به هم حتی در این فضای مجازی کمک کنیم برای بهتر شدن.اولهم خودمون رو عرض میکنم.

برای تک تک شما عزیزان از حضرت حق سلامتی و موفقیت جاودان رو مسئلت دارم.

پی نوشت از --- زاهد ---

نوشته شده در ٢٥ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ به قلم ریحانه جوهر ها ()

سلام به دوستان و خوانندگان عزیز وبلاگ

در پست قبل مسئله ی شیعه بودن رو مطرح کردم که تا اونجایی که لازم باشه در این پست به دوستان و سروران گرامی توضیح میدم.

مقام کسی که ائمه تایید کنند شیعه علی هست بسیار اعلی می باشد حالا آیا منم که هی شیعه شیعه میکنم و دم از علی میزنم شیعه هستم؟من با اعمالی که از خودم سراغ دارم شاید بتونم بگم خاک پای محبین اهلبیت هم نباشم چه برسد به شیعه بودن خوب این از خودم بدون هیچ اغراق یا ریایی.صاف و پوستکنده گفتم مثل بقیه حرفاهام.خب حالا شما عزیزان و بزرگان و یا امثالی مثل من حقیر که دنبال راه هستند که خودشون رو از ظلمت رهایی بدن چطور شیعه باید بشن؟مهمترین نکته اینه که باید اخلاص عمل داشته باشیم دوستان و بعد هم با استعانت و توسل به ائمه ترک تمام محرمات و انجام به تمام واجبات بکنیم.انشالله که ما خاک پای محبین به واسطه دعای خوبانی که از این وبلاگ دیدن می کنند بتونیم مورد تایید آقا بشیم انشالله .

:::::::::::::::::::::

مطالبی رو جالب و مفید دیدم گفتم که بگم شما عزیزان هم استفاده بببرین و دعا گوی ما باشین. 

من خودم رو مثال میزنم.مثلا من حالا یه کاریم گیر میکنه میرم سر سجاده شروع میکنم با خدا صحبت کردن.میگم که خدای من فلان کار کردم فلان عمل صالح که خیلی خوب بود رو انجام دادم حالا به عنوان مثلا پاداش فلان کار رو اصلاح بکن و یا به همین مضمون.این میدونین مثل چی میمونه؟مثل اینکه من برم دکتر بعد لطف کنن از من نه ویزیت بگیرن و نه لازم به وقت گرفتن باشه.با بهترین تجهیزات روز دنیا بهترین تشخیص رو بدن و یک نسخه کامل با داروهای عالی بدن و خودشون هم اصلا دارو رو تهیه کنن به من بدن بعد من برم بگم دکتر چون من به نسخت عمل کردم و خوب شدم فلان کار رو از من حل کن.خوب این خنده دار نیست که من طلب کارم بشم؟داستان خدا و ما هم همینطوره.خداوند برای تمام مریضیهای ما مریضان طبیب شده و نسخه اش رو در قرآن قرار داده.برای اینکه این نسخه به دست ما برسه میدونین چه بهایی پرداخت شده؟من نمیگم جون خودتون میدونین از مظلومین حضرت علی یا شهادت امام حسین بگیرین تا الان و تا ظهور امام که انشالله نزدیک باشه.

خود خداوند میگه که من طبیب هستم و شما مرضا و مریض هم به دستور پزشک عمل میکنه.

::::::::::::::::::::::::::::::

دوستان نکته ای رو لازم دیدم که تکرار بدم.من این مطالب رو متذکر میشم اول برای اینکه چون خودم ناقص عمل میکنم و سرتا پا مشکل دارم بتونم اصلاح بشم و در عین حال با شما دوستان قسمت کرده باشم

التماس دعا--زاهد--

پی نوشت:آقای رضایی شما عزیز دل مایی.آخه کی میشه بیام تهران و روی ماهتو ببینم؟انشالله به زودی.به امیرحسین هم سلام برسون و لپشو از طرف من بکشنیشخندمیدونی کیو میگم که؟

 

نوشته شده در ۱٩ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ به قلم تاجر آینده جوهر ها ()

سلام به تمام دوستان عزیز و خوانندگان پنهان و آشکار وبلاگ!

مبحثی رو شروع کرده بودم از پست قبل در مورد اهل سنت.خواستم برای شفاف سازی گفته هایم چند مورد رو متذکر بشم.

من در مورد راه باطل و شیوه ی ساقطی به نام سنت و جماعت صحبت کردم .منظور من به بنیان این مسیر هلاکت بود و سردمدارانش.کسانی از اهل سنت هستند که از حقیقت ولایت خبر ندارند اما به آنچه می دانند عمل میکنند.بعضی هستند که حقیقت را میدانند و انکار می کنند و بعضی هم تخم نفاق میکارند و سود مادی خویش را درو می کنند.پس من کاری ندارم فلانی چطور است و در این مقام هم نیستم که قضاوت کنم که قاضی خداوند تبارک و تعالی هست و بس.اما دوستی نقدی کرد که نباید در مطلبی علمی و مستدل لعن رو میاوردی.توضیح من به این مطلب این است که ما چندین لعن داریم.اصلا ذات لعن یعنی از خداوند بخواهیم که رحمت رو از فلانی دور کند.بعضی لعن ها حرام است.مثلا شما مومنی رو لعن میکنید.بعضی لعن ها مکروه است مانند لعن کردن موجودات.خداوند این حق رو به شما نداده که به سوسکی مورچه ای ببری یا پلنگی لعن کنید خب پس این هم مکروه.لعنی هم داریم که جایز هست.مثل لعن کردن ربا خواران،رشوه خواران،سخن چینان و ... .اما لعنی هم هست که مستحب است و اون لعن برای کسانیست که خدا و رسولش رو اذیت کنند،کسانی که به زنان عفیف تهمت زنا بزنند و کسانی که دشمن دین و اهل بیت پیامبر هستند.مدرک این تقسیم بندی که گفتم در میزان الحکمه و وسائل شیعه موجود هست که اگر خواستین به جزء می گویم که برین و بخونین.

کسی مثل عمر(لعنت الله علیه) که دل حضرت زهرا رو به شکست و خانه ی ایشان را به آتش کشید و حضرت ایشون رو نبخشیدند و دلیلی بر اینکه پیامبر هم آن ها را نبخشیده است آوردند ما نباید لعنش کنیم؟

آدم نادانی مثل عمر(لعنت الله علیه) که مقابل خدا و رسولش گفت ان الرجل لیهجر...همانا این مرد هذیان میگوید و یا ریسمان بر گردن امیر المومنین می اندازد و به مسجد میکشد که همش از روی عداوت،حرام زادگی و حسادت بود...عمر لعنت شده ای که امر رسول خدا رو سر پیچی میکند در جنگ...عمری که مسح روی کفش می کشید...عمری که در خانه ی زهرا را به آتش کشید...عمر لعنت شده ای که از روی جهالت و شهوت پرستی لقب امیرالمومنین به خود داد و آیه تیمم را یادش نبود و دستور به ترک نماز داد تا به آب برسند...عمر لعنت شده ای که جمله ی حی علی خیر العمل را از اذان برداشت و الصلاة خیر من النوم را در آن وارد کرد و یا شاید همان عمری که بسم الله الرحمن الرحیم را از قرائت حذف کرد نباید مورد لعن و نفرین ابدی قرار گیرد؟

حضرت زهرا این لعنت شدگان رو در نمازهایشون قسم خوردند که لعن میکنند و من هم ترسی از لعن اونها در نهان و آشکارا ندارم.در صحبت مستدل هم اگه کسی به دنبال واقعیت هست برود ببیند که من چرا لعن کردم؟چه فردی را لعن کردم؟اگر بی دلیل و از سر تعصب اشتباه بوده من پس میگیرم حرفم رو و اگر هم نبوده که نیست تا عمر دارم و تا خون در بدنم جریان دارد امثال این حرام زاده ها رو لعن می کنم.

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

توضیح مختصری در مورد عنوان این پست بدهم.حضرت علی به یکی از یارانشان فرمودند من در سوره ی حمد هستم.اون شخص که الان در خاطرم نیست سوال کرد که یا مولا در کجای سوره؟فرمودند که منظور از صراط المستقیم من هستم و تنها از کسی که پیامبر در موردشون می فرمایند:

>> یا علی لا یعرفک الا الله و ان<<>>ای علی تو را هیچکس نشناخت جز خدا و من<<

این مقام بر می آید.

آخه کسی که می خواهد فردی رو مورد شناسایی قرار بدهد.مثلا من شما رو بشناسم باید بر شما محیط بشم تا بگم بله من شما رو شناختم.حال چه فردی جز خدا عز و جل و پیامبر می توانند محیط بر علی(ع) بشوند؟چون حضرت و امام زمان هر عصر محیط به عالم وجود هست.ما محاطیم.برای همین است که هیچ گاه نمیتوانیم به توحید ذات خداوند دست پیدا کنیم و ذات خداوند رو بشناسیم.اگر خداوند رو یک اقیانوس فرض کنیم ما تنها یه پیاله داریم و اون هم به اندازه ظرفیت وجودی و فطریمونه که میتونیم از این ذات لایتنهایی بهره ببریم.

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

بحثی که دوست دارم در آخر به اون اشاره کنم در مورد شیعه بودن هست.ما که می دونیم مقام تشییع چقدر رفیع هست حال شیعه چه فردی هست؟اصلا من حقیر سر تا معصیت می تونم ادعا کنم که شیعه هستم یا نه؟

انشالله در مورد این موضوع در پست آتی می پردازم

دست بوس تمام شیعیان و محبان علی و خاندان پاک مطهرش هستم

التماس دعا--زاهد-- 

*پی نوشت:عزیز دلمون فردا یا پس فردا بر می گرده و دل فرمانده رو شاد می کنه.سر گروهبان روا نیست که اینطور اسیر بگیری.

نوشته شده در ۱۳ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ به قلم تاجر آینده جوهر ها ()

سلام به تمامی دوستان و خوانندگان عزیز وبلاگ

  امیدوارم که تا الان لحظات خوبی رو کنار خانوادتون و اقوام سپری کرده باشین.دیگه داریم به سیزده به در نزدیک میشیم.رسمی هست به نام دروغ اول آپریل یا همون دروغ سیزده که من هنوز دقیقا نمی دونم این رسم غلط از کجا ریشه گرفته.آخه مردم بیان به هم دروغ بگن که چی بشه؟جالبه که ایرانی ها اسمش رو گذاشتن دروغ سیزده اما اصالتا اسمش April fool هست نه مثلا  April lie  پس به هم دروغ نگین بلکه با هم جمع بشین و بخندین.همدیگر رو ببینین.نه اینکه بیاین دروغ بگین.دروغ دروغه حتی اگه به شوخی باشه.

امام علی می فرمایند:  >>هیچکس لذّت ایمان را درک نمی کند مگر وقتی که دروغ را خواه شوخی یا جدّی ترک کند.<<

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

دوستان اگر من نصایاحی می کنم اونهم نه از خودم بلکه از ائمه و بزرگان منظور این نیست که حالا من چه تحفه ای هستم که دارم میام مثلا "نصیحت" می کنم.نه!منم خودم می گم که عمل کنم و برای اینکه دوست دارم همه ی دوستان دیگر هم استفاده کنند بعضی مطالب رو درج میکنم و امیدوارم که مورد قبول شما واقع بشه

با اینکه دلتنگ و بی قرار یکی از عزیزان دلم هستم که فعلا باهاشون ارتباط ندارم و حوصله ی نوشتن هم نداشتم اومدم که یدفعه فکر نکنین من به یادتون و این وبلاگ نیستم

مطلبی که می خواهم بهتون عرض کنم در مورد مطلبیس که من رو آزار می ده و اون هم در مورد اسلام و تشییع است.من نمیدونم چرا شما فکر میکنین برادران و خواهران اهل سنت مسلمان هستند؟اصلا مسلمان مگر تسلیم نیست؟چرا سقیفه رو تشکیل دادند عده ی هوس باز و جاه طلب؟چرا به امر پیامبر که وحی منزل و کلام حق است تسلیم نشدند؟

اگر خواسته باشید در پست بعد براتون بیش از هشتاد نود منبع معتبر از اهل سنت و علما شون میارم که واقعه ی غدیر خم رو ثبت کردند.پیامبر(ص) علی(ع) رو ولی خداوند معرفی کرد.ولی خدا از طرف خداست و نه حتی به اراده ی پیامبر.مگر ولایت کلیه انبیا و اوصیا با هم فرق دارد؟ولایت کلی یکی است.

حالا عده ای از همون شیاطین انسی رفتند و برای خودشون ولایت و وصی رو انتخاب کردند.آخه جاهل نادان مگر واسطه ی فیض از خداوند به زمینیان رو خود زمینیان می توانند انتخاب کنند؟مگر وصی پیامبر غیر از وصی خداست؟مگر کلام پیامبر بر خلاف حق است؟حالا اسم خودتون رو مسلمان میگذارید

نمازی که در اون ولایت علی نباشه و حتی به کلام در اذان و اقامه نگیم

>>>>>>اشهد ان علی ولی لله<<<<<<<<<<<<<<<<<

اون نماز باطله.طهارت وجودی ما به واسطه ی ولایت است وگرنه هیچ نمازی و عبادتی ولو روزها روزه و شب ها نماز شب قبول نیست.اون نمازی که بی ولایت علی باشد چه در دل و در زبان به خواننده و اقامه کننده اش لعن و نفرین می فرستد.

حالا اینها اومدن عده ای از شهوت پرست ها جاه طلب ها و جاهلان از بین خودشون مثل عمر(لعنت الله علیه)ابوبکر(لعنت الله علیه)عثمان(لعنت الله علیه) رو انتخاب کردند به عنوان وصی.....آخه آدم این درد ها رو کجا بگه که ولایت تنها و تنها از سوی خداوند عز و جل است.به واسطه ی ولایت است که این زمین و زمان مستقر است وگرنه هر آینه این جهان بر هم میریخت.

ولایت از طرف خداست چون خدا باید کسی رو انتخاب کند که واسطه ی فیض الهی به عالم هستی بشود.بلاخره باید یک خورشیدی باشد که انرژی ساطع کند و واسطه ی فیض حرارت و نور از طرف خداوند به زمینیان باشد.اگر قرار بود خود خداوند متجلی بشوند و فیض رو مستقیما نازل کنند که عرش و کرسی نابود می شد.

باشه برادران و خواهران اهل سنت شما خودتون رو مسلمان بدونید ما هم میگذاریم که شما تو ایران زندگی کنین و امثال ریگی ها رو هم میگیریم که ننه من غریبم بازی در نیارین که وا ویلنا که علمای ما رو دارن میکشن این شیعه ها و نه امریکایی ها و کسانی که دسیسه کردند.

آخه من موندم که چطور ما سنی ها رو مسلمان خطاب میکنیم.آخه مگه اسلام فرقه و دسته و شاخه داره؟اسلام یعنی تشییع و مسلمان یعنی شیعه هر فردی مخالفه بیاد ثابت کنه که برای مثال اهل سنت هم مسلمان هستند

شما اهل سنت دلتون خوش باشه و من از ته قلب دعا میکنم و از خداوند می خوام که شما رو با عمر(لعنت الله عیه)و امثالهم محشور بکند و ما رو هم با علی و خاندان پاک و مطهرش انشالله.

التماس دعا

*این پی نوشت مخصوص عزیز دلم هست که الان نیست.آخه تو کجایی سرگروهبان که فرمانده داره اینجا پرپر میشه.سریع تر بیا

نوشته شده در ۱٠ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ به قلم تاجر آینده جوهر ها ()

سلام به تمام عزیزان و محرمان این وبلاگ

  عذر خواهی می کنم از دوستانی که لطف کردند،منت گذاشتند و اومدن عید رو تبریک گفتن و من نتونستم برم انشالله به تک تک وب ها سر میزنم.

  عبارتی هست که شاید فقط در مواقعی که فردی فوت میکنه و ما میشنویم میگیم و یا اینکه روی اعلامیه های فوت میبینم و اون هم:

                           "انا لله و انا الیه الراجعون"

هست.عبارت بسیار زیبایی است و همونطور که از معنا برمیاد یعنی همه از خدا هستیم و به سوی او باز میگردیم.

 خداوند ما رو از خودش میدونه و محبتشون هم به ما از محبت مادر به فرزند زیادتره حالا اگر من رو سیاه برم و طلب بخشش کنم قبول نمیکنه؟

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

مطلبی که می خوام اشاره بهش کنم اینه که اگر ما انسان ها واقعا می خواهیم خودمون رو از گناه دور کنیم و تهذیب نفس بکنیم اول باید بدونیم که چه عواملی باعث میشه ما مرتکب گناه بشیم و سپس دیگه سراغ اون محرک ها نریم حالا این محرک میتونه از دوست باشه تا اینترنت.

هر کاری سختی داره...شکست داره...باید صبر کرد و باز هم تلاش کرد.نکنه کسی از رحمت خدا ناامید بشه و یا خدای نکرده به کارهاش مغرور.واقعا خنده داره که حالا یه فردی میره مثلا عبادت میکنه علم یاد میگیره بعد به خودش مغرور میشه...از نحوه راه رفتنش تا طرز تفکرش فرق میکنه.این طور آدم ها نه عباداتشون...نه تحصیل و میزان دانششون و حتی خودشون هم دیگه به درد خودشون نمی خورن.وقتی که ما مردیم حالا چه چند سال زودتر یا دیرتر این فقط و فقط اعمال خالصمون هست که به درد می خوره.چه قدر از نماز لذت میبریم؟چقدر در حین نماز ما حواسمون به خداوند و ذات اقدس باری تعالی هست؟حالا فقط و فقط همین مقدار از نمازمون قبول میشه و به کارمون میاد.از اول نماز یعنی زمان تکبیر تمام حواسها رو به خداوند بدیم اینطور شروع خوبی برای اون نماز میتونه باشه.

نماز اول وقت بسیار بسیار مهم و با فضیلت هست.اگر می خوایم که در درس و زندگی موفق باشیم باید نماز اول وقت بخونیم و یا اگر می خواهیم که از نماز و خداوند هر چه هست به ما برسه و ما موفق بشیم باید با آرامش و توجه نماز بخونیم بخونیم... حتما هم زمانی که تموم شد دعا کنیم.خداوند دوست داره صدای بنده شو بشنوه..

همونطور که ائمه گفتند عید واقعی ما اون روزی هست که یک صفت بد رو از خودمون دور کنیم.پس انشالله هر روزتون عید باشه

التماس دعا

_قابل توجه بعضی که وب رو می خونن اما صفحه نظرات براشون باز نمیشه و ایمیل هم زدن.شما نظر نداده عزیز هستینچشمک

نوشته شده در ۳ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ به قلم تاجر آینده جوهر ها ()


Design By : Pichak