تاجر آینده

سلام مخصوص به تمام خوانندگان مخصوص وبلاگ

          رسما بعد از چندی می آپیم

       اول می خوام با یکم درد دل و مناجات شروع کنم

خدایا من بنده خوبی برای تو نبودم و می دونم که میدونی چه قدر تو رو دوست دارم...چقدر بندهای برگزیدتو و امام عصرمونو دوست دارم

من عاشقتم ولی ازت دور شدم .... می دونم به هر مسافتی باشه برم بازم باید پیش تو بیام و دوری از تو برام غیر ممکن و سخته

تو به من لطف کردی...نذاشتی تنها بمونم...وقتی پشتم رو بهت کردم و از یادت غافل شدم به من تذکر ندادی حتی کارامم خوب پیش رفت عوضش تو به من لطف کردی..محبت کردی و من از پر رویی خودم خجالت می کشم و از رحمت تو حیرت

می گم اگه من دوستی داشته باشم مثل "بندگی" خودم میتونم تحملش کنم؟نه نه نه اما تو منو چه قشنگ تحمل می کنی ... محبت میکنی

خب از کجا شروع کنم

در واقع سر و تهی نداره که من شروع کنم هر چی که الان به ذهنم بیاد می نویسم.امروز سر کلاس آیلتس یکی از ورژن های دراکولا رو گذاشته بودند shocked1  که ما به سوالات لیسینیگ پاسخ بدیم.خدایی یکی از بهترین نسخه هاش بودکه کارگردانش هم معروف بود ،در واقع برای اولین بار بود اونم شانسکی ما این فیلم رو دیدیم اما بسیار قشنگ بودندی.

من کلا فیلم نمیبینم حالا چی بشه گذری ببینم و سینما رو بیشتر ترجیح میدم.@@7

خبر مهم اینکه شاید من برنامه ی تحصیلی رو تغییر دادم که باعث میشه انشالله زودتر وارد یونی بشیم.فعلا منتظر ایمیل دانشگاهم بعدش با خانواده هماهنگ میکنم و انشالله اگه موافقت شد تقاضا میدم برای دوره Foundation پزشکی که در صورت موفقیت در امتحانات این کرس به صورت اتوماتیک انشالله دانشجوی پزشکی St andrews University میشویم

برای شروع دوره Foundation هم اول تقاضا میدین بعد صلاحیت آکادمی شما بررسی میشه برترین ها ارنج میشن و فراخونده می شن برای مصاحبه. دوباره برترین افراد می تونن این دوره رو شروع کنن و در مرحله نهایی ظرفیت 40 نفر است که پذیرش بشن و این دلیل این نیست که باید پر بشه اونا بهترین ها رو میگیرن.دانشگاه سنت اندروز-اختصارا اندروز- چهارمین دانشگاه برتر بریتانیا بعد از آکسفورد کمبریج و امپیریال کالج لندن...البته رنکینگ ها فرق می کنه بعضی رنکینگ ها کمبریج رو اول کردن سنت اندروز رو پنجم...حالا اگه جواب دانشگاه رو گرفتم و خواستم Apply بکنم حتما اطلاعات بیشتری رو در اختیار قرار میدم.

خاطره ای که می خوام براتون بگم بر میگرده به خیلی سال پیش،زمانی که من دبستانی بودم...

اون موقع ها منو خواهرم با هم تولد می گرفتیم تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com     ،یادش بخیر،که هر کدوممون دوستامون رو دعوت میکردیم و بعضی اقوام نزدیکم هم بودن خلاصه پارتی مختلط می شد.یادمه که من رو این کادوهایی که می آوردن خیلی حساس بودم و می گفتم کادوهامو با خواهرم جدا کنین که خدای نکرده سوء تفاهم در زمان مبادلات کادوها پیش نیادنیشخند.

خلاصه اونشب هم خوش گذشت همه دوستامون رفتن و چندنفر از اقوام نزدیک و مادربزرگم موندن  

منم از بین کادوها ماشینی که آورده بودن رو باز کردم و شروع کردم به بازی کردن   کاملا تو جو اینا بودم و داشتم آب بندیشون می کردم که متوجه شدم که خواهرم داره جیغ میزنه آتیش   ...بله اون سال تازه شمع هایی اومده بودن که خاموش نمی شدن بعد خواهرم حواسش نبوده فکر کنم یه جورایی اون قسمت آتیش میگیره

تغییرات و تحولات تو کشور ما و دنیا خیلی سریع اتفاق می افته و افتاده نمونش همین شمع ها....  

جواب تمامی نظرات داده می شود

.فوتو بلاگ من به روز نشد ایندفعه انشالله به زودی آپلود می کنم. 

.برای کمی آشنایی با من اینجا را بخوانید

.اگر وبلاگ رو خوندید یا عکس ها را دیدید من رو از نظرتون مطلع کنید

 

نوشته شده در ٢٤ مهر ۱۳۸۸ساعت ٦:٠٠ ‎ق.ظ به قلم تاجر آینده جوهر ها ()


Design By : Pichak