تاجر آینده

(این پست مربوط به مسابقه بوی سیب می باشد)

  نگاه خیره ی من به سنگفرش ها و گامهای مردم...صدای طبل و سنج...یا حسین ها و یا ابوالفضل ها...زنجیرهایی که نقش بر دوشهای خسته زنچیر زنان و دستهایی که بر سینه  ی داغدار سینه زنان فرود می آید...آه که طلیعه ی ظهور دردانه عالم نیز داغ امسال ما را بیشتر میکند و چشمی برای حسین و چشمی برای مهدی می گرید.کمتر از عاشورای پیش رویمان سخن گفتیم.

                     "بقیة الله خیر لکم ان کنتم مومنین"

  عاشورا چه روزیست و حسین کیست که مهدی صاحب الزمان نیز عزادارشان می باشند.شنیده ام که قیامش نیز هنگامه ی عاشورا است.وه که شورش خاکیان و افلاکیان همه دراین روز خلاصه می شود.آن دم که عاشورایی دگر با عاشوریانی  دگر رخ دهد.یزیدیان نیز همواره به مقابله خواهند پرداخت و این یا حسین و یا ابوالفضل عاشوریان خواهد بود که سینه ی دشمنان اسلام را میدرد و سر از تن دژخیمان عصر جدا خواهد کرد.قیام حسین ستون اسلام را محکم کرد و قیام مهدی نیز ستون عالم و عالمیان را بنیاد می کند.همچنان به قدم زدن ادامه می دهم و صدای دسته های عزاداری نیز رویا گونه جای خود را به سوالاتی مبهم می دهند.آیا اندوه دردیکشان شیعه که فقدان حسینشان را ناله میزنند از یادها می رود؟آیا عزاداران حسین خامش می شوند؟آیا روزی حسین از یاد می رود؟این زمان بود که بر خود نهیب زدم که تا اسلام و شیعه است،حسین پاینده است و تا شعیان علی زنده هستند عزاداران ابا عبدالله حسین نیز زنده اند.

 قدم زنان با قلبی امیدوار به آینده و غمناک از حال،جمعیت را کنار می زدم که ناگاه چشمم به جمعیتی افتاد.حسین...عاشورا...جوانان...فتنه...ماتم و عزا...عاشورا...مهدی... .خداوندگارا این چه زمانیست که یاوران عاشورایی کم و یزیدیان قتنه گر زیادتر شده اند.در میان جمعیت گم می شوم.آری گوش های من تاب شنیدن نوحه های مزحک و چشمانم تاب دیدن انسانهای پست و حقیر و گام هایم توان قدم نهادن بر زمین را ندارد.عطر عاشورای مهدی به مشام می رسد.حسینی شویم.

 ===========

بدون نقل از هیچ منبع و ماخذ

نوشته شده در ۱٤ بهمن ۱۳۸۸ساعت ۱:٥۳ ‎ق.ظ به قلم تاجر آینده جوهر ها ()


Design By : Pichak