تاجر آینده

سلام به تمامی دوستان و خوانندگان عزیز

      آخرین قسمت داستان دیوانه(اثر زاهد)...

چندین سال بود که از اولین دیدارش با محمد(ص) می گذشت.او به عارفی کامل و دانشمندی روشن ضمیر مبدل شده بود.بعد از تلمذ در مکتب پیامبر،ایشان دار فانی را وداع گفتند و ولایت حضرت علی مشخص شد اما کور دلان و حسودان،علی را خانه نشین کردند اگرچه حکم،حکم خداوند باری تعالی بود.دیوانه نیز هر روزه از مکتب ایشان استفاده می کرد و به نوعی ملازم علی شده بود.عمر دیوانه به وسیله ی توجه خداوند بسیار بلند گشت و به درخواست خودش در آن شب مهتابی عمری بدو داده شد تا قیام آخرین امام و حکومت جهانی را ببیند.دیوانه ی این داستان خدمت امام ما هستند و خانه ای حقیر در شهری از شهر ها دارد.پس منتظر است تا ندای ایشان در گوش جهانیان به صدا درآید:

    انا المهدی

:::::::::::::::::::::::::::::

خب عزیزان امیدوارم که قلبتون شاد باشه و همواره دعاگوی من سرتا پا معصیت باشید.

دوستان تا تشنه ی آب نشیم ما رو سیراب نمیکنن ها.

تا نگرید طفل کی نوشد لبن؟

تا نگرید ابر، کی خندد چمن؟

تا نگرید طفلک حلوا فروش

دیگ بخشایش نمی آید بجوش؟

عزیزان تحولات جهانی و اخبار دقیقه به دقیقه خبر از وقوع حادثه ای نزدیک می دهد.اگر تشنه امام نباشیم قضایای صدر اسلام پیش میادا!بعد ظهور انقدر عقب میوفته تا اون منتهای منتها.پس به هوش باشیم و اتحادمون رو مثل قبل و بهتر حفظ کنیم و تک تکمون بکوشیم که خودمون رو اصلاح کنیم.از خداوند التماس وجود مبارکشون رو بکنیم.اماممون رو بشناسیم که ایشون رو برای خودمون نخوایم یعنی برای خواسته های خودمون نخوایم که وقتی هم اومدند کاری بر خلاف خواسته ی نفس ما انجام دادند...

با انجام به واجبات و ترک محرمات آماده ی دیدار شویم... یا حق

(به دلایلی علاقه ی بسیاری به این عکس دارم)

نوشته شده در ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ به قلم تاجر آینده جوهر ها ()


Design By : Pichak