تاجر آینده

سلام به تمام دوستان عزیز و خوانندگان پنهان و آشکار وبلاگ!

مبحثی رو شروع کرده بودم از پست قبل در مورد اهل سنت.خواستم برای شفاف سازی گفته هایم چند مورد رو متذکر بشم.

من در مورد راه باطل و شیوه ی ساقطی به نام سنت و جماعت صحبت کردم .منظور من به بنیان این مسیر هلاکت بود و سردمدارانش.کسانی از اهل سنت هستند که از حقیقت ولایت خبر ندارند اما به آنچه می دانند عمل میکنند.بعضی هستند که حقیقت را میدانند و انکار می کنند و بعضی هم تخم نفاق میکارند و سود مادی خویش را درو می کنند.پس من کاری ندارم فلانی چطور است و در این مقام هم نیستم که قضاوت کنم که قاضی خداوند تبارک و تعالی هست و بس.اما دوستی نقدی کرد که نباید در مطلبی علمی و مستدل لعن رو میاوردی.توضیح من به این مطلب این است که ما چندین لعن داریم.اصلا ذات لعن یعنی از خداوند بخواهیم که رحمت رو از فلانی دور کند.بعضی لعن ها حرام است.مثلا شما مومنی رو لعن میکنید.بعضی لعن ها مکروه است مانند لعن کردن موجودات.خداوند این حق رو به شما نداده که به سوسکی مورچه ای ببری یا پلنگی لعن کنید خب پس این هم مکروه.لعنی هم داریم که جایز هست.مثل لعن کردن ربا خواران،رشوه خواران،سخن چینان و ... .اما لعنی هم هست که مستحب است و اون لعن برای کسانیست که خدا و رسولش رو اذیت کنند،کسانی که به زنان عفیف تهمت زنا بزنند و کسانی که دشمن دین و اهل بیت پیامبر هستند.مدرک این تقسیم بندی که گفتم در میزان الحکمه و وسائل شیعه موجود هست که اگر خواستین به جزء می گویم که برین و بخونین.

کسی مثل عمر(لعنت الله علیه) که دل حضرت زهرا رو به شکست و خانه ی ایشان را به آتش کشید و حضرت ایشون رو نبخشیدند و دلیلی بر اینکه پیامبر هم آن ها را نبخشیده است آوردند ما نباید لعنش کنیم؟

آدم نادانی مثل عمر(لعنت الله علیه) که مقابل خدا و رسولش گفت ان الرجل لیهجر...همانا این مرد هذیان میگوید و یا ریسمان بر گردن امیر المومنین می اندازد و به مسجد میکشد که همش از روی عداوت،حرام زادگی و حسادت بود...عمر لعنت شده ای که امر رسول خدا رو سر پیچی میکند در جنگ...عمری که مسح روی کفش می کشید...عمری که در خانه ی زهرا را به آتش کشید...عمر لعنت شده ای که از روی جهالت و شهوت پرستی لقب امیرالمومنین به خود داد و آیه تیمم را یادش نبود و دستور به ترک نماز داد تا به آب برسند...عمر لعنت شده ای که جمله ی حی علی خیر العمل را از اذان برداشت و الصلاة خیر من النوم را در آن وارد کرد و یا شاید همان عمری که بسم الله الرحمن الرحیم را از قرائت حذف کرد نباید مورد لعن و نفرین ابدی قرار گیرد؟

حضرت زهرا این لعنت شدگان رو در نمازهایشون قسم خوردند که لعن میکنند و من هم ترسی از لعن اونها در نهان و آشکارا ندارم.در صحبت مستدل هم اگه کسی به دنبال واقعیت هست برود ببیند که من چرا لعن کردم؟چه فردی را لعن کردم؟اگر بی دلیل و از سر تعصب اشتباه بوده من پس میگیرم حرفم رو و اگر هم نبوده که نیست تا عمر دارم و تا خون در بدنم جریان دارد امثال این حرام زاده ها رو لعن می کنم.

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

توضیح مختصری در مورد عنوان این پست بدهم.حضرت علی به یکی از یارانشان فرمودند من در سوره ی حمد هستم.اون شخص که الان در خاطرم نیست سوال کرد که یا مولا در کجای سوره؟فرمودند که منظور از صراط المستقیم من هستم و تنها از کسی که پیامبر در موردشون می فرمایند:

>> یا علی لا یعرفک الا الله و ان<<>>ای علی تو را هیچکس نشناخت جز خدا و من<<

این مقام بر می آید.

آخه کسی که می خواهد فردی رو مورد شناسایی قرار بدهد.مثلا من شما رو بشناسم باید بر شما محیط بشم تا بگم بله من شما رو شناختم.حال چه فردی جز خدا عز و جل و پیامبر می توانند محیط بر علی(ع) بشوند؟چون حضرت و امام زمان هر عصر محیط به عالم وجود هست.ما محاطیم.برای همین است که هیچ گاه نمیتوانیم به توحید ذات خداوند دست پیدا کنیم و ذات خداوند رو بشناسیم.اگر خداوند رو یک اقیانوس فرض کنیم ما تنها یه پیاله داریم و اون هم به اندازه ظرفیت وجودی و فطریمونه که میتونیم از این ذات لایتنهایی بهره ببریم.

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

بحثی که دوست دارم در آخر به اون اشاره کنم در مورد شیعه بودن هست.ما که می دونیم مقام تشییع چقدر رفیع هست حال شیعه چه فردی هست؟اصلا من حقیر سر تا معصیت می تونم ادعا کنم که شیعه هستم یا نه؟

انشالله در مورد این موضوع در پست آتی می پردازم

دست بوس تمام شیعیان و محبان علی و خاندان پاک مطهرش هستم

التماس دعا--زاهد-- 

*پی نوشت:عزیز دلمون فردا یا پس فردا بر می گرده و دل فرمانده رو شاد می کنه.سر گروهبان روا نیست که اینطور اسیر بگیری.

نوشته شده در ۱۳ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ به قلم تاجر آینده جوهر ها ()


Design By : Pichak