زندگی

سلام دوستایه خوبم

تواین پست میخوام راجع به زندگی کردن و موفق زندگی کردن یه مطالبی رو دراختیارتون بزارم تا باهم بتونیم حداقل یه قدم کوچیکی برای خوب زندگی کردنمون برداریم.

 

 my pimped pic!

 

 

خب زندگی موهبت و نعمتی هستش که ازجانب خداوند به ماعطاشده .این هدیه بارزش , زیبا و پیچیده اصول و راز و رمزهایی هم داره مطمئنن.بعضی از ماادما اونهارو نمیدونیم و درحالی که زنده ایم زندگی رو زندگی نمیکنیم.راه و رسم ارتباط با جهان هستی و زندگی موفق رونمیدونیم, شادزندگی نمیکنیم و به قدرت درونی خودمون پی نمی بریم.خیلی وقتا تا نزدیکی موفقیت و پیروزی میریم اما یه قدم مونده به پیروزی, دست ازتلاش برمیداریم.شاید به این باور نرسیدیم که انسان جزبه حرکت روبه جلو به چیز دیگه ای نباید فک کنه.چون انسان برای پیروزی و رشد و کمال افریده شده , نه شکست و درجازدن.

خب درسته یکی ازسخت ترین مراحل رسیدن به ارزوها و هدفا برداشتن اولین قدم و شروع کردن هستش.پس باید اولین قدممونوتلاش کنیم که درست برداریم.

داشتن رویا, ارزو و هدف مهمه امابعضی ازماها توهمین مرحله می مونیم.ارزوهایه خودمونو به اهداف تبدیل نمیکنیم یااهدافمونو به اجرادرنمی یاریم.اصلا ازاقدام کردن اجتناب میکنیم.خب چرا واقعا؟؟؟؟

 

ازریسک کردن و حتی موفق شدن میترسیم.

دوستایه عزیزم .رویاپردازی و طراحی اینده ممکنه به مااین احساس روبده که تومسیر هدفمون قدمی رو برداریم اما اگه عملا قدمی به جلوبرنداریم هیچوقت به اون ارزو و هدف دست پیدا نمی کنیم و شاید بهترین فرصت های بی بازگشت زندگیمونو ازدست بدیم.

یه جایی خوندم طی تحقیقاتشون پژوهشگرا به این نتیجه رسیدن که افراد موفق معمولا به سرعت تصمیم میگیرن و وقتی انجام کاری رودرست بدونن به اسونی ازتصمیم خودشون برنمی گردن و برعکس , اشخاص شکست خورده و درجازن معمولا دیرتصمیم میگیرن و تصمیم خودشونو رو به اسونی عوض میکنن.

پس بیاید همین الان که این مطلب رومیخونیم یه وقتی صرف کنیم و به طورخلاصه برای خودمون یادداشت کنیم که برای رسیدن به هدفامون باید چه خصلتها, خصوصیات, مهارت ها و توانایی ها و عقایدی رو درخودمون ایجادکنیم.

شاد زندگی کردن رو بیاید فراموش نکنیم دوستایه من.بعضی افراد فک میکنن هدف گذاری برای زندگیشون به این معنی هستش که وقتی به هدف بزرگی رسیدن , اون موقع هستش که فقط می تونن اززندگی لذت ببرن.

نه دوستایه من.بیاید ماتصمیم بگیریم که باشادمانی و نشاط به اهدافمون برسیم.نه اینکه اول به هدف برسیم و بعدش بگیم که الان وقتشه که شاد زندگی کنیم.

خوبه که همراه بانشاط و شادی توزندگیمون واسه هدفامون تلاش کنیم تازودتر به نتیجه برسیم.

 

یه جایی این داستان کوتاه رو که داستان یک روزاخر زندگی یک انسان هستش روخوندم.دوس داشتم الان براتون بگم تاببینید زندگی چقدر میتونه باارزش باشه.

 

زندگی دریک روز

دو روز مانده به پایان زندگی اش تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است.تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود.پریشان شد و اشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری راازاو بگیرد.شکوه و گله کرد, خدا سکوت کرد .کفرگفت و ترک عبادت کرد, خدا سکوت کرد.دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد.خدا سکوتش روشکست و گفت:((عزیز من, یک روز دیگرهم ازدست رفت.تمام روز را باشکایت کردن و فریاد زدن و جار و جنجال به راه انداختن ازدست دادی.تنها یک روز باقی است.بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن.))

هق هق کنان گفت:اما با یک روز چه کاری می توان کرد؟

 

خداوند گفت:(( ان کسی که لذت یک روز زیستن راتجربه کند, گویی که هزارسال زیسته است و انکه امروزش رادرنمی یابد, هزارسال هم به کارش نمی اید.))

انگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت:((حالا برو و زندگی کن.))

او مات و مبهوت به لبه زندگی که در گودی دستانش می درخشید خیره شد.می ترسید حرکت کند, می ترسید راه برود, می ترسید زندگی از لای انگشتانش بریزد.قدری ایستاد..........بعد با خودش گفت: وقتی فردایی ندارم, نگه داشتن این زندگی چه فایده ای دارد؟ بگذار این یک مشت زندگی را به درستی مصرف کنم.ان وقت شروع به دویدن کرد.زندگی را به سر و رویش پاشید, زندگی را نوشید, زندگی را بویید و چنان به وجد امد که احساس کرد می تواند تا ته دنیا بدود, می تواند بال بزند, می تواند پا روی خورشید بگذارد, می تواند............

 

او در ان یک روز اسمان خراشی بنانکرد.زمینی را مالک نشد و مقامی رو به دست نیاورد, اما درهمان یک روز دست بر پوست درخت کشید, روی چمن خوابید, کفش دوزکی را تماشاکرد, سرش رابالاگرفت و ابرها را دید و به انهایی که او را نمی شناختند سلام کرد و برای انها که دوستش نداشتند ازته دل دعاکرد.او در همان یک روز اشتی کرد.خندید.سبک شد.لذت برد.سرشارشد.بخشید.عاشق شد.عبور کرد و تمام شد.

 

((او در همان یک روز زندگی کرد اما فرشته ها در تقویم خدا نوشتند: امروز او درگذشت, کسی که هزارسال زیسته بود.))

پی نوشت:خوشحال میشم نظراتتون رو راجع به این پست بگین.یاحق

/ 38 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندا

بازم جوابمو ندادیا!! تو اونجا چادر می پوشی؟؟ حجابتو داری؟

آرامش

سلام عزيزم وبلاگت قشنگه و پر مطالب مفيده به من هم سر بزن اميد وارم هميشه موفق باشي

ADAM

واعظين چون جلو در محراب و ممبر مي كنند چون به خلوت مي روند آن كار ديگر مي كنند

مهتاب

سلام: همون قالب قبلی .. چه حس خوبی . البته این به معنی عوض نشدن نیست . عادت به عادتهاست ... [نیشخند]

پزشک من

درد من از اين سينه پر درد نباشد.........درد من همه اين است كه همدرد ندارم اين روزها همه ستاره ها وهر برگ درختي مرثيه آفتاب ميخواند. چه سخت است اين بغض مانده در گلو.چه سنگين است اين سكوت مرگبار حاكم بر فضاي شهر. چقدر كوچه هاي شهر غم آلود است .همه در انتظارند تا براي آخرين بار باران ببارد تا همگي همنوا با باران غمنامه بخوانند. اين روزها شقايق ها هم با علي همدردند. و ما فرزندان فاطمه بار ديگر زير چادر باران خواهيم رفت. اين روزها همه ذرات عالم صدا ميزنند واي مادرم......... دوست گلم .آپم[گل]

صنم(من و همسرم)

دوست من سلام. مثل این یک روز زندگی کردن رو برا خودم و شما آرزومندم. زندگی یعنی همینا دیگه. غیر این هر چی هست روز مرگی است. غم زمانه خورم یا فراق یار کشم به طاقتی که ندارم کدام بار کشم به روزم.

برج نکویی

سلام زندگی کردن خیلی دوست داشتنیه خیلی اینقدر که اگه یک بار این لذت رو پیدا کنی دیگه ولش نمی کنی ؟ این حرف هایی رو که زدی رو تا حالا تجربه کردی ؟

baran

سلام.مطلب جالبی بود.خوشم اومد.ادم باید معنای زندگی و درک کنه و خوب زندگی کنه.عاشقانه و زیبا.ممنون از مطلب زیباتون